بی قراری

نگاشت های ذهنی پر دغدغه!!!

بی قراری

نگاشت های ذهنی پر دغدغه!!!

هیچ اگر سایه پذیرد،منم آن سایه هیچ...

شنبه, ۲۹ فروردين ۱۳۹۴، ۱۲:۲۴ ق.ظ

گمشده...

اگر اسمان نبود،چقدر زندگی میان این همه سنگ سخت میشد..

دلم فراموشی میخواهد...

فراموشی همه چیز و همه کس...

گاهی دلم میخواهد با تمام دنیا و ادم هایش قهر کنم...

برای همیشه....

از همه دلگیرم...

اگر عادت داشته باشی ب زندگی کردن بااحساست،

راه رفتن ادم ها بر روی احساست مساویست با راه رفتنشان بر روی زندگی ات.برروی هستی ات...

چقدر هستی ام لگد مال شده است...

چقدر سردرگمم بین دوراهی ها...

  • مهدیه میرزایی

نظرات  (۴)

هوم خعلی سخته که یه عمر با احساس زندگی کرده باشی بعد دوست عزیز بیاد قشنگ همه رو له کنه
ان شاالله امام زمون خودشون راه درست رو جلوت بذارن
خیال منم راحت شه:)
پاسخ:
ها؟
هنوز؟
پاسخ:
نه دیگه:دی
این مال قدیماست:دی
عکس بده جنازه تحویل بگیر:دی
پاسخ:
:دی
چقدر احساسات 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی