بی قراری

نگاشت های ذهنی پر دغدغه!!!

دروازه شهر


خسته برگشتم ز جنگ و شادمان از فتح شهر

شهر اما بسته بود دروازه اش را روی من

زندگی پیچ و خمش تفسیر یک لبخند بود

امشب اما رسم کرد اخمی فقط بر روی من

۱ نظر ۲ موافق ۰ مخالف
درباره من
هیچ اگر سایه پذیرد،منم آن سایه هیچ...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان