بی قراری

نگاشت های ذهنی پر دغدغه!!!

بی قراری

نگاشت های ذهنی پر دغدغه!!!

هیچ اگر سایه پذیرد،منم آن سایه هیچ...

۱ مطلب در مرداد ۱۳۹۷ ثبت شده است

نمیتونستم همینجوری پیش برم.

حالم بهم میخورد از اینکه جاده ای نداشته باشم برای تصورِ مقصد و دویدن.

دلم میخواست تمام توانمو بذارم برای به ثمر رسیدنِ دونه ای که خدا گذاشته وسطِ وجودم.

خیلی گشتم.

خیلی فکر کردم.خیلی حرف زدم.خیلی گوش دادم 

که بفهمم چیه واقعا استعدادم.

تست دادم.با مشاور حرف زدم.تهش به سه تا کلمه رسیدم.


کودک.هنر.تربیت


و این ها خیلی گنگ ان .خیلی پهناورن.خیلی دورن...


  • مهدیه میرزایی